مقاله جامعه شناسی فحاشی (به قلم دکتر امیر حمزه مهرابی)
بسمه تعالی
جامعه شناسی فحاشی
مدتی است موضوع جالبی ذهنم را به خود مشغول کرده است که به دلیل غیر عادی و غیر معمول بودنش از بیان و طرح آن طفره می رفتم. اما خبرهای نگران کننده از وضعیت منطقه، مرا بر آن داشت که این موضوع را هر چند بطور ناقص و ناپرورده مطرح کنم. با مطالعات اندکی که در حوزه جامعه شناسی و تاریخ معاصر دارم هر چند وقت یکبار و در برهه هایی از تاریخ ، این موضوع برایم خودنمایی می کرد. شاید بتوان با مسامحه عنوان این بحث را« نقش فحش و ناسزا در تحولات تاریخ!!» نامید.
از مرور حوادث صدر اسلام و سده های بعد و نیز از بیان چنین اتفاقاتی در دوران معاصر مثل توهین کسروی به اسلام و اعدام انقلابی وی توسط فداییان اسلام، صرف نظر می کنم .
در زمان محمد رضا شاه پهلوی دو حادثه « ناسزا گویی» برجسته تر از سایر حوادث است . یکبار محمد رضا پهلوی در مصاحبه ای با تبختر و غرور به روشنفکران ایران توهین کرد ، در این مصاحبه به جای بکار بردن لفظ « روشنفکر» ، از واژه انگلیسی آن «انتکتوآل» استفاده کرد و بر بخش اول آن یعنی «اَن» تاکید کرده و با فاصله ادا کرد که«اَن»به معنی مدفوع انسان است . شاه با این مصاحبه بخش عظیمی از روشنفکران دانشگاهی را بر علیه خود شوراند . در واقعه دیگری، هنگامی به دستور وی در روزنامه اطلاعات ، به امام خمینی(ره) توهین شد ، ولی این اقدام موجب اعتراض گسترده مردم ایران و نقطه عطفی برای آغاز انقلاب اسلامی گردید.
بعد از انقلاب اسلامی در پی موضع گیری « جبهه ملی» در مورد لایحه قصاص و توهین به یکی از مسلمات دین اسلام ، حضرت امام خمینی با بیان جمله معروف « انا لله و انا الیه راجعون» آنان را مورد عتاب قرار داد و با اعتراضات گسترده مردمی منجر به تعطیلی فعالیت آنان و به محاق رفتن تفکر ملی گرایی در صحنه سیاسی ایران گردید.
انتشار کتاب آیات شیطانی توسط سلمان رشدی که در آن به پیامبر اسلام (ص) توهین شده بود با صدور فتوای امام خمینی مبنی بر مهدورالدم بودن وی ، سر آغاز تحولات جدیدی در روابط اسلام و غرب بویژه ایران و اروپا شد.
گسترش ادبیات توهین به مبانی و ارکان دین و تمسخر ارزشها و احکام اسلامی در مطبوعات وابسته به جریان اصلاح طلب در زمان خاتمی نیز موجبات رویگردانی عامه مردم بویژه اقشار متوسط و متدین از این طیف را فراهم ساخت.در این برهه تفاوت ارث و دیه زن ، ولایت مرد بر زن و... مورد استهزاء واقع شد. شجاعت های امیر مومنان (ع) ، جنگ طلبی و عاشورا را نتیجه طبیعی این امر تلقی شد. حضرت سکینه (س) شاعره مجالس کذایی معرفی شد و افرادی مثل سروش و گنجی و حجاریان، همه مقدسات و مبانی فکری مردم را مورد تاخت و تاز قرار دادند.
این رویکرد اصلاح طلبان تحولات گسترده و عمیقی در صحنه سیاسی اجتماعی ایران را رقم زد که از جمله آنها می توان از اقبال مردم به گفتمان انقلاب اسلامی، خط امام و عدالت جویی ، نام برد.
نقش توهین و فحاشی در جریان تبلیغات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بروز و ظهور بیشتری یافت. بطوری که کاندیداها به جای ارائه طرح ها و برنامه های خود و نقد منصفانه برنامه ها، به تحقیر و توهین رقیب روی آوردند و با این اقدام خود، فضای جامعه را ملتهب و متشنج ساختند. یکی رقیب را به دروغگویی، رمالی، عوام فریبی و تقلب متهم می کرد و دیگری حامیان آن را دزد و رانت خوار معرفی می نمود. استفاده از این تکنیک جنگ روانی، تحولات سیاسی جامعه را وارد فاز جدیدی ساخت که در دوره های قبل سابقه نداشت. من یکی از ریشه های حوادث تلخ پس از انتخابات را، رواج فرهنگ توهین و ناسزا به جای نقد محترمانه می دانم.
استفاده از لفظ خس و خاشاک برای معترضین توسط احمدی نژاد و متهم کردن نظام به اعمال خلاف عفت توسط کروبی ، تعاملات سیاسی جناح ها را رادیکالیزه تر کرد.
بکار بردن لفظ «حرامزاده» از سوی آقای صانعی در مورد رئیس جمهوری، برای ایشان و جناح منتسب به وی گران تمام شد و رویگردانی افکار عمومی از آنان را سرعت و توسعه بیشتری بخشید.
در منطقه لارستان نیز این قضیه صادق است. مخالفت های مسئولین و روحانیت لار با توسعه و ترقی توابع از قدیم الایام بوده و به اشکال مختلف جلوه گر می شده است. چیزی که نه آنان کتمان می کنند و نه قابل انکارمی باشد .این اقدامات هرچند از نظر غیر لاری ها پسندیده نیست ولی قاعدتا آنان برای خود استدلال و توجیه مقبولی دارند که بدان مبادرت می ورزند. به عقیده من در هر حال این یک مسابقه است که هر طرف سعی می کند با استفاده از همه توان و ابزار خویش از این میدان ، پیروز خارج شود. شاید این نوع تعارضات در بسیاری از مناطق رایج بوده و امری مرسوم و عادی باشد.
اما پدیده جدیدی که می تواند منطقه را دستخوش تحولات شگرف و غیر قابل پیش بینی نماید، «ترویج گفتمان فحاشی» است . آنچه در تظاهرات اعتراض آمیز مردم لار نسبت به اعلام شهرستانی گراش اتفاق افتاد، سرآغاز حوادث بعدی گشته و می شود. این گروه شعار می دادند «حسنی گراشی باید بری ......» «حسنی خائن آواره گردی و .....» این عمل ناپسند نه تنها از سوی روحانیت و مسئولین لار محکوم نشد بلکه مورد تایید ضمنی آنان و نشریه های محلی لار واقع شد و به اشکال دیگری نیز ادامه پیدا کرد . در یکی از کلیپ ها و در حضور جناب آقای آیت اللهی ، جناب آقای موسوی خطاب به آقای بروجردی می گوید : « 9 نامه شما به وزارت کشور ( در مورد شهرستانی گراش) اثر نکرد ولی پول ( رشوه)آقای حسنی به آنها اثر کرد!!! »
در جای دیگر جناب آقای نسابه در فیلمی که از شبکه های بیگانه نیز پخش شد، عدم اعتماد و اعتقاد خود را به دولت جمهوری اسلامی اعلام می کند،که حضار با سوت و کف و الله اکبر ( بدون خامنه ای رهبر ) مورد تایید و تشویق قرار می دهند .
بار دیگر جناب آقای آیت اللهی در حضور جمعی از کارمندان؛ مردم گراش را ... و مردم اوز را ... می خواند!!.
این فحاشی ها و موضع گیری ها در کنار کارشکنی های گسترده و بی محابای آنان در قضیه شهرستانی گراش و صدور اطلاعیه رسمی روحانیت لار مبنی بر اینکه هیچ « افتتاحیه ای درمنطقه صورت نخواهد گرفت» و تاخیر پنج ماهه معرفی فرماندار گراش ، موجی از نگرانی و سرخوردگی در منطقه ایجاد کرده است که می تواند حوادث ناگواری را در پی داشته باشد .
مطالعات و تجربیات نشان می دهد که ترویج فرهنگ فحاشی، آتشی است که دودش به چشم همه می رود و بیش از همه دامن افروزندگان آن را فرا خواهد گرفت و آتش زیر خاکستر اختلافات را نمایان خواهد ساخت . بیایید دست به دست هم دهیم و این آتش فتنه را خاموش کنیم. من از نشریه « صحبت نولار» با آن گرایشات خاص خود توقعی ندارم ولی از نشریه « میلاد لارستان» بویژه ازآقای مویدی که حق استادی بر گردن من دارند، انتظار بیشتری داشتم که در این محرکه به جای هیزم ، آب آور میدان باشند .
همه بدانند که ما انسان ها و بازیگران این میدان ، دیر یا زود از این دنیا می رویم ولی لار و گراش تا ابد کنار هم باقی خواهند ماند. کاری نکنیم که تخم کینه و عدوات را میان این دو همسیایه قدیمی بکارییم و لعن و نفرین نسل های آتی را توشه راه خود سازیم .
مگر نه اینکه ما پیرو مذهبی هستیم که امام جعفر صادقش (ع) می فرماید :
«لا تسبو الناس فتکسبوا العداوة بینهم» به مردم ناسزا نگویید که موجب کینه و عداوت می گردد.
ما پیرو دینی هستیم که ما را از فحاشی به مشرکان نیز بر حذر می دارد چه رسد به مسلمین .آنجا که می فرماید:
«ولا تسبو الذین یدعون من دون الله، فیسبو الله عدوا بغیر علم »
(حتی) به افرادی که مشرکند ناسزا نگویید چرا که ممکن است آنان( نیز مقابله به مثل کرده و) از روی جهل به خدای شما ناسزا بگویند.
این سفارش حاوی نکات تربیتی بسیار ظریفی است که رعایت آن به آرامش و سلامت روانی جامعه کمک می کند. این آیه عامه مردم (مسلمین ) را از فحاشی به کافران منع می کند. چرا که نتیجه این اقدام ممکن است نه تنها فحاشی به فحش دهندگان باشد بلکه شاید از روی نا آگاهی (العیاذ بالله ) به خداوند ناسزا گفته شود. بدیهی است اگر علاوه بر مردم ، خدای ناکرده رهبران و بزرگان قوم نیز به این عمل ناپسند دست بزنند ،بروز عکس العمل مشابه دور از انتظار نیست.
آیا بهتر نبود روحانیت لار به جای ورود در یک سوی مناقشه و ایفای نقش مستقیم در جلو گیری از احقاق حق مردمی که سال هاست حقشان تضیع شده ، از موضع پدرانه و متناسب با شأن خود ، طرفین را به اعتدال و قانون گرایی دعوت می کرد ؟
اینکه با افتخار اطلاعیه رسمی بدهند که « هیچ افتتاحی در منطقه صورت نخواهد گرفت !!» ، اینکه با اعمال نفوذ و سوء استفاده از نجابت نظام در مدارا با کسانی که با سران فتنه همراهی کرده اند بیش از 5 ماه از افتتاح فرمانداری شهرستان گراش جلو گیری کنند، اینکه خود و یا در حضور آنان به دیگران فحاشی نمایند و.....، به نفع منطقه و اعتبار و عزت آنان است ؟؟
اولین تبعات این فحاشی ها و بی نزاکتی ها ، بی اعتباری شأن و منزلت آنان در میان افکار عمومی مردم گراش و منطقه است . مردم متدین و نجیبی که تا قبل از این حوادث اغلب وجو هات شرعیشان را به اینها می پرداختند وبرای آنان احترام و ارج فوق العاده ای قائل بودند . مسئول و مسبب بی صبری و عکس العمل های قابل پیش بینی مردم گراش و حوادث و تحولات احتمالی این ناسزها در منطقه، چه کسی است ؟؟
قم – امیر حمزه مهرابی