در ادامه دکتر عبدالمجید ارفعی به پرسشها پاسخ گفت و درباره استوانه کورش توضیحاتی ارایه نمود. وی ابتدا پیرامون عکسهای موجود در کتاب فرمان کورش بزرگ سخن گفت و تاریخچه چگونگی کشف استوانه و ترجمه آن و نیز چگونگی رمزگشایی از کتیبه ها توضیحاتی ارایه داد. وی درباره ی چگونگی یافته شدن استوانه ی کوروش در کاوش های میان رودان گفت: «این استوانه در نیایشگاه “اسگیلَ” بابل و در سال ۱۸۷۹ میلادی پیدا شد. این تاریخ هم زمان است با پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار در ایران. یابنده ی استوانه نیز “هرمز رسام” نام داشت که زیردست “هنری لایارد” کار می کرد و تبار آشوری داشت. او کاوش های لایارد را پی گرفت و توانست استوانه ی کوروش را بیابد و آن را به انگلیس ببرد. نخستین برگردان استوانه در سال ۱۸۸۲  انجام گرفت و چند سال پس از آن برگردان دیگری از استوانه را چاپ کردند. در سال ۱۹۱۱ بود که “ویسباخ” آلمانی متن استوانه را در مجموعه ی “کتیبه های شاهان هخامنشی” منتشر کرد. بر پایه ی همین چاپ است که پژوهش درباره ی استوانه تا به امروز ادامه یافته است.

ارفعی با اشاره به یافته های نو درباره ی استوانه کوروش و شیوه ی برگردان خود، افزود:«پروفسور “ریچارد برگر”هنگامی که پژوهش خود درباره ی استوانه را انجام می داد، دریافت که کتیبه ای که در دانشگاه “ییل” آمریکا نگهداری می شود، با بخشی از استوانه ی کوروش همخوانی دارد و تکه ی جدا شده ای از همان است. ازاین رو آن تکه ها را به موزه ی بریتانیا بُردند و به استوانه افزودند. اما سال گذشته، هنگامی که استوانه را به ایران آوردند، آن پاره های افزوده شده را نداشت. آن چه هم من توانسته ام به کارهای دیگران بیفزایم، خواندن سطر ۳۶ استوانه که محل چسبیدن دو قطعه به همدیگر است که دیگران نتوانسته بودند به درستی بخوانند. سال ها پیش که برگر به ایران آمده بود، شیوه ی خوانش من از آن سطر را تایید کرد. من در برگردان خود کوشش کرده ام که به لهجه ی بابلی نو بنگرم و استوانه را برپایه ی این لهجه آوانویسی کنم. به دو تکه ی یافته شده در آمریکا هم نگریسته ام و برگردانی از آن را هم به دست داده ام تا بهتر بتوانیم درونمایه ی استوانه را بشناسیم. زبان استوانه، لهجه ی بابلی نو است. خود این لهجه، دنباله ی لهجه ی بابلی میانه و بابلی کهن و اکدی کهن است. خط آن هم بابلی نو است که با خط آشوری نو تفاوت هایی دارد.»

دکتر ارفعی در پاسخ به پرسشی گفت زبانهای اکدی، عربی، عبری، آرامی، فینیقی، حبشی همه جزو زبانهای سامی هستند که معمولا ریشه کلماتشان سه حرفی است و صرف می شوند. وی زبان سومری را مجزا دانست که خانواده ی دیگری ندارد. زبان ایلامی نیز منحصر بفرد خودش است و ممکن است با دراویدییهای هند در ارتباط باشد. وی افزود زبان بابلی بومی منطقه جنوب ایران است که تا قندهار نیز ادامه داشته چرا که چند کتیبه بدان زبان در آنجا نیز پیدا شده است.

عبدالمجید ارفعی در بخشی دیگر از سخنانش گفت آرامیها از حدود سال  ۱۳۰۰ پیش از میلاد به میان رودان ( بین النهرین) آمده اند. وی گفت بین سالهای ۱۱۰۰ تا ۹۰۰ پیش از میلاد یک دوره ی تاریک تاریخی در آسیای غربی ( ایران، ایلام، مصر، سومر، فلسطین و میان رودان) داریم که نوشته و کتیبه ای از آن زمان بدست نیامده است و پس از آن جابجاییهای عظیمی را می بینیم. برای نمونه، در این دوره ی تاریک است که  به ناگاه یهودی ها را در کنعان و فلسطین می بینیم و سکاها را در ناحیه ی قفقاز و مادها و پارس ها را در ایران. هیتی ها هم به سوی سوریه کشیده می شوند، قومی را می بینیم که به مصر رفته اند. پس از این جابه جایی هاست که آریایی ها هم میان رودان جنوبی و هم در بخش آشور ساکن می شوند.

تنها ایرانی متخصص  زبانهای ایلامی و اکدی گفت در دوره کورش بزرگ زبان بابلی تنها در کتابت استفاده می شده و احتمالا زبان محاوره آرامی بوده است و کاتبان کم کم رو به سوی نوشتن به زبان آرامی می آورند که برای ما آغاز بدبختی بزرگ است چرا که نوشتن به زبان آرامی ساده بوده و آنرا با مرکب و بر روی چیزهای فاسد شدنی همانند پارچه، چرم و … می نوشتند که نتیجه اش از بین رفتن بسیاری از اسناد است و ما یک باره با یک خلاء مواجه می شویم. خط میخی را با چوب سه گوش بر روی گل نیمه خشک می نوشته اند و برای همین تا به امروز ماندگار مانده است.

دکتر عبدالمجید ارفعی سپس به چگونگی پیدایش خط اشاره کرد و گفت خط اصولا برای اقتصاد و نگه داشتن دخل و خرج بوجود آمده است. ابتدا تنها عدد را می نوشتند و پس از صدها سال شکل و مفهوم مورد نظر مانند گندم، گاو، گوسفند، شراب، روغن کم کم روی گل نوشته ها پیدا می شوند و سپس اسم کسانیکه جنس تحویل می گیرند و تحویل می دهند با استفاده از شکل خام نوشته می شود. مثلا شکل پا هم به معنای ایستادن و هم راه رفتن به کار می رفته است. یا آدم به معنی شخص و با تاج به معنی شاه بوده است . اگر دست جلوی یک سر کشیده شود به معنای خوردن می باشد. وی ادامه داد در ابتدا صوت را نمی نوشتند و بعدها از صوتها برای نوشتن اسمها استفاده کردند و مثلا چون گندم با « ش» شروع می شده به جای ش از شکل گندم استفاده می کردند و بعدها هجا ها نوشته شد و کم کم دستور زبان بین سالهای ۲۸۰۰ تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد وارد زبان می شود و ابتدا سومریها و سپس ساکنان میان رودان (بین النهرین) از آن استفاده می کنند. ایشان به هزوارش اشاره کرد و گفت بسیاری از آنها هزوارشی بوده اند و مثلا به زبان دیگری می نوشتند ولی به زبان سومری می خواندند. وی گفت به تازگی کشف شده سومریها مبدع خط نیستند و قومی ناشناخته که نامهای مختلفی بدان داده اند مبدع خط هستند. وی گفت خط میخی نیز اینچنین است و به زبانهای مختلف خوانده می شود. وی گفت در حدود سالهای ۱۳۰۰ پیش از میلاد در«اوگاریت» در سواحل دریای مدیترانه و لبنان امروز نخستین خط میخی ۱۰۰ در ۱۰۰ هجایی را داریم که تمام حروف همانند آنچه خوانده می شده اند نوشته می شده اند. وی گفت خط فارسی باستان خط نیمه الفبایی است و خط فارسی امروز هجایی است و نه خط الفبایی چرا که هجاها در آن مستتر هستند. دکتر ارفعی همچنین توضیح داد برخی معتقدند خط از شوش در خوزستان امروز شروع می شود چرا که توپک هایی یافت شده که در شوش بیشتر از جاهای دیگر می باشد. این توپک ها به عنوان رسید کالا استفاده می شده به گونه ایکه می آمده اند شکلهایی که نشان از تعداد و جنس یک نوع کالا بوده و آنرا در انباری در شوش تحویل می داده اند را درون این توپک ها به اندازه توپ تنیس می گذاشتند و روی آن را موم اندود می کردند و هنگام تحویل و یا باز پس گرفتن جنس در حضور شاهد آنرا می شکسته اند و درون آنرا نگاه می کرده اند. بعدها آنچه درون توپک گذاشته بودند را روی موم نیز حک می کرده اند و کم کم دیگر چیزی درون توپک نمی گذاشتند و تنها آنچه روی آن حک شده بود را ملاک قرار می دهند و رفته رفته از شکل توپک خارج شده و به صورت لوح های کوچک در می آیند. وی ادامه داد امروز دانش ما نسبت به خط میخی کامل است و معنی کلمات را می دانیم. وی گفت در آنزمانها کسانیکه خط میخی را فرا می گرفته اند بر روی گل معنی لغات را می نوشته اند به عنوان مثال کلمه گندم را نوشته و جلوی آن به زبانهای ایلامی یا سومری یا … معنیش را می نوشتند که با کمک آنها معنای کلمات را به خوبی می دانیم. وی گفت حدود ۸ سال طول می کشیده است تا یک شخص به طور کامل خط میخی را فرا بگیرد و بتواند آنرا بنویسد. وی گفت ما در ایران در حدود یکصد هزار کتیبه داریم در حالی که در عراق کنونی یک میلیون کتیبه پیدا شده است که در زمینه های گوناگون تاریخی و اسناد حقوقی و تجاری و پزشکی است و نیز داستان و رُمان و نامه های عاشقانه».

این که آیا خط یافته شده در جیرفت دیرینه تر از خط میانرودان است؟ پرسش یکی از حاضرین بود. ارفعی گفت: «من جز آجری که نمونه ای از خط یافته شده در جیرفت بر روی آن نوشته شده بود، نوشته ی دیگری از این خط ندیده ام. گفته اند همانند خط ایلامی است. در ایلام خطی داشته ایم که از ۱۳۰۰ تا ۲۰۰ پیش از میلاد کاربرد داشت. شوربختانه جز شمار بسیار کمی، چیز دیگری  از این خط یافت نشده است. برپایه ی لایه های باستان شناسی، خط ایلامی صد سالی پس از خط میان رودان پدید آمده است. نشانه های باستان شناسی خط جیرفت را به ۲۸۰۰ پیش از میلاد می رسانند، یعنی ۵۰۰ سال نوتر از خط میان رودانی است. پس هم چنان باید میانرودان را نخستین جایی دانست که خط در آن روایی (:رواج) پیدا کرده است.»

پرسش دیگر حاضرین درباره ی تفاوت های استوانه ی کوروش با دیگر نوشته های باستانی بود. ارفعی در پاسخ گفت:«استوانه ی کوروش با واژه ی “اینو” آغاز می شود که به معنای “این گونه بود” است. درست است که بسیاری از عبارت های استوانه، کلیشه ای است و در کتیبه های “نبوکدنصر” و حتا بابلی کهن و دوره ی “حمورابی” هم یافت می شود و اصطلاحاتی را به کار بُرده که پیش تر از آن هم کاربرد داشت؛ اما نکته این جاست که در استوانه ی کوروش سطری هست که به تمامی بی سابقه است و در هیچ کتیبه ی دیگری دیده نمی شود. کوروش در آن سطر می گوید:”سربازان من آشتی خواهانه به بابل گام نهادند”. در کتیبه های دیگر، همه جا سخن از کشتار و سربریدن و سوزاندن و چپاول است. چنین کارهایی را در استوانه ی کوروش نمی بینیم.»

نیایشگاه «اسگیلَ»، کجا بوده است؟
پرسش دیگر درباره ی نیایشگاه «اسگیلَ» بود که استوانه ی کوروش در آن جا پیدا شده است؛ و این که این نیایشگاه در کجا بوده است؟ ارفعی در پاسخ گفت: «بابل شهری با سه حصار بود که چند خیابان اصلی و ۹ دروازه داشت. یک دروازه به نام “دروازه ی ایشتر” نامیده می شد و ساخته شده از آجرهای لعاب دار بود. زمان ساخت این دروازه به روزگار نبوکدنصر می رسد و گفته اند که در آن، باغ معلقی بوده و زیگوراتی هم داشته است. نیایشگاه اسگیلَ در مجموعه پرستشگاه های این بخش از شهر بابل ساخته شده بود. این مجموعه در میان شهر و گوشه ی شمال باختری آن قرار داشت. استوانه ی کوروش در همین جا به دست آمد. اسگیلَ نیز به معنای “پرستشگاهی که سر به آسمان دارد” است.»
ارفعی درباره ی درونمایه ی استوانه ی کوروش و این که آیا درست است که نمونه ای از این استوانه در چین بدست آمده که بر روی استخوان نوشته شده است؟ پاسخ داد:«هنگامی که این استوانه پیدا شد، سی سالی بود که از خط میخی آشوری و بابلی رمزگشایی شده بود. گِل نبشته های شاهان آشور آکنده از خشونت وگشودن شهرها و غنیمت گرفتن و آوردن اسیران بود. باستان شناسان از این که می دیدند کوروش از صلح و آشتی سخن گفته است، شگفت زده شدند و تفاوت آن را با نوشته های باستانی دیگر، دریافتند. کوروش در آغاز استوانه اش می گوید که چرا بابل را گشوده است. او رفتار نادرست “نبونید” و ناخوشنودی مردم را از او برمی شمارد و “مردوک”- خدای بابلیان- را یاریگر خود در گرفتن بابل می داند. با این همه، آوازه ی دادگری کوروش به گوش بابلیان رسیده بود و پیام صلح او را شنیده بودند. شاید گرفتن بابل به یاری خود مردم شهر بوده؛ چون شهری که سه دروازه داشت، به سادگی تصرف نمی شد. این هم که نمونه ای از استوانه ی کوروش در چین، و آن هم بر روی استخوان، به دست آمده باشد، نمی تواند سخن درستی باشد. چینی های آن روزگار، بر روی استخوان نمی نوشتند. افزون بر این که نخستین نوشته ی چینی که پیدا شده، به ۱۵۰۰ پ.م می رسد، که زمان تازه ای است.»

آیا تخت جمشید توسط اسکندر به آتش کشیده شده است؟

 دکتر عبدالمجید ارفعی در بخشی از سخنانش نظریه ی جدیدی ارایه داد و گفت سندی مبنی بر آتش زدن تخت جمشید توسط اسکندر مقدونی نداریم چرا که هیچکدام از کتیبه ها ی یافت شده بر خلاف تصور پخته شده نیست و همه خام است و اگر چنان آتش سوزی بزرگی اتفاق افتاده بود بایستی نشان سوختگی را روی دیوارها و ستونها می دیدیم ولیکن بسیار از جاها که جرز دیوارها از خشت بوده نپخته اند. وی افزود بنابر یافته های آقای میر عابدین کابلی از باستانشناسان ایران جنگ بسیار بزرگی در شوش در گرفته است. وی افزود از کاخهای شوش هیچ باقی نمانده است که شاید نشان دهد این  شوش بوده که توسط اسکندر به آتش کشیده شده است.

در انتها دکتر عبدالمجید ارفعی کتاب فرمان کورش بزرگ را برای حاضرین امضا نمود. گفتنی است چاپ دوم  کتاب «فرمان کوروش بزرگ»  که در سال ۱۳۸۹ در «مجموعه پژوهش های ایران باستان» مرکز دایره المعارف اسلامی چاپ شده است، دربردارنده ی آوانویسی و حرف نویسی و برگردان فارسی و انگلیسی استوانه ی کوروش است. همچنین در این کتاب دقیقترین شکل فرمان به خط میخی که برای نخستین بار  در جهان توسط دکتر ارفعی تهیه شده است درمیان تصاویر چاپ شده است.

با سپاس از شهداد حیدری خبرنگار هفته نامه امرداد